از زخم ها - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 7:57
من زخم تمامي نبردهايي كه از آنها دوري جسته ام را بر تن دارم.
پائیز. - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 7:57
پاییز خواهد آمد، با لیسک ها، با خوشه های ابر و قله های در همش. "لورکا"
رویاپردازی - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 7:57
هرگز كاري نكرده ام جز رؤياپردازي. اين و تنها اين، معناي زندگاني من بوده است. تنها دلواپسيِ هميشگي ام، زندگيِ دروني ام بوده است(فرناندو پسوا) + نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۶ساعت 23:11 توسط |
.... - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 7:57
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
شهریارا سلام! - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 7:57
آنی که چو غنچه در گلو خونم از اوستمن دانــم و شــــهریار می داند چیست. "نیما" خواجه نصیر در باب تاثیر گذاری شعر می گوید: "گاهی از خواندن یک شعر چندان تاثیر در نفس حاصل می شود،که بسالهای دراز رفع آن میسر نگردد." ؛ وقتی برای بار اول حیدر بابا شهریار را خواندم با بند بندش متاثر شده و گریستم ، و این حس ...
درخت گلابی - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 7:57
درباره فیلم نویسندگان فیلم نامه: گلی ترقی – داریوش مهرجویی کارگردان: مهرجویی فیلم بردار: محمود کلاری موسیقی: انتخابی از آثار فلیپ گلاوس چهره پرداز: عبدالله اسکندری سال تولید:۱۳۷۶ بازیگران: هماویون ارشادی – گلشیفته فراهانی – محمدرضا شعبان نوری_نعمت الله گرجی... زمان: 100 دقیقهخلاصه داستان: "محمود شای...
چیدن سپیده دم - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:17
همچون پرنده كه باشكوه به پرواز در مي آيد بال مي گشايد و پرواز كنان مي گذرد مي چرخد و آرام بر هوا مي لغزد، آدمي را نيز هواي پرواز در سر است تا دور شود راهش را بيابد و در آرامش به جست و جو پردازد همچون پرنده كه بر زمين مي نشيند بال جمع مي كند دانه برمي چيند به تورِ صياد و دام خطر مي افتد، آدمي نيز باز...
زندگی و دیگر هیچ. - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:43
باد با خود خواهد برد شکوفه های گیلاس را تا سپیدی ابرها. "کیارستمی"
اژدها _ پری - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:43
سخن از تنهايي و انزواست. کاملا روشن است كه از اصل و بنياد، تنهايي چيزي نيست كه كسي به دلخواه در آن بماند يا آن را از سر بگذراند. ما تنهائيم، تنها. ممكن است خود را گول بزنيم و طوري رفتار كنيم كه چنين نيست. اما هست. چه بهتر كه آن را درك كنيم، برآن واقف باشيم و كم كم آن را بپذيريم. مسلما دچار سرگيجه خو...
حسرت! - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:43
چایت را بنوشنگران فردایت نباشاز گندمزار من وتومشتی کاه میماند برای بادها... نیما یوشیج
ا.بامداد - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:43
دوم مرداد سالروز درگذشت شاملو - از دفتر مدایح بی صله به فریادی خراشندهبر بامِ ظلمتِ بیمارکودکیتکبیر میگوید گرسنهروسبیییمیگرید آلودهدامنیاز پیروزیِ بردگانِ دلیرسخن میگوید. □ لُجِّهی قطران و قیربیکرانه نیستسنگینگذر است.روز اما پایدار نمانَد نیزکه خورشیدچراغِ گذرگاهِ ظلماتی دیگر است:بر بامِ ظلمتِ بیمار...
کاکتوس بودن! - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:43
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
کیارستمی - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 17:43
ﮐﯿﻨﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡﻋﺸﻘﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ!ﺩﺷﻤﻨﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﻮﺩﻩ ﺍﻡﺩﻭﺳﺖ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺰﯾﻨﻢ... + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 9:5 توسط |
کافکا و مسخ - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 0:26
...رساترین تعریفی که میتوانیم از هنر به دست دهیم این است: زیبایی به اضافه دریغ. هر جا زیبایی هست، دریغ هم هست، به این دلیل ساده که زیبایی محکوم به فناست. زیبایی همیشه میمیرد، وقتی ماده بمیرد، رفتار هم میمیرد، وقتی فرد بمیرد، جهان هم میمیرد. اگر کسی مسخ کافکا را چیزی بیش از یک خیالپردازی حشره ش
حرفهایی با خودم. - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 0:26
... راوی این پنجره کوچک در راه بازگشت به زادگاهش و شوق کودکانه سفرکوتاه اش ،کم کم به این نتیجه میرسد که وبلاگ نویسی هم یک کار نمایشی ملال آور است ، هم ملال آور و هم کمی مسخره ،و این ملال بیشتر در مواجهه با افراد متظاهر به مهر، متظاهر به نیکی... متظاهر به فهمیدن متظاهر به دانستن انگار بیشتر حس میشود
هایکو - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 16:13
میدانستم سرانجام روزی از این راه میبایدم گذشت. با این همه دیروز از کجا خبرم بود که روز موعود امروز است؟ تاری هارا + نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 13:26 توسط |
یه سقف رویایی! - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 2:12
تـو فکر یک سـقـفـم یـه سـقـف بـی روزن یـه سـقـف پـا بـرجــا محکـم تـر از آهــن سـقـفی کـه تـنـپــوشِ ِ هــراسِ مــا بـاشـه تـو سـردی شـبهــا لبــاس مــا بـاشـه تـو فکر یک سـقـفـم یه سـقـف رویــایـیسـقـفی بـرای مــاحـتی مـقــوایـی تـو فکر یک سـقـفـم یـه سـقـف بـی روزنسـقـفی بـرای عــشـق بـرا
برای هم چراغ - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 2:12
... قبل از مسئله زبان ،مسئله وجود چنین ذهنیاتی است که بتوان فضا ها را ولو اندکی در درونمایه و بطن با هم تلفیق کرد تصور کنید تلفیق هسه با جویس یه چیز عالی میشه، آن چیزی که در ذهنم بود این است که چگونه میشود این فضای جویس را با یه نوعی شاعرانگی ، مثلا عرفان شرقی رنگ آمیزی کرد یا طوری که بشود مث
از باب حکمت زندگی - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 2:12
چه کم تجربه است آن کس که گمان میکند نشان دادنِ عقل و هوش موجب محبوبیت در جامعه میشود! برعکس، اين دو خصوصیت نزد اکثریتِ غالبِ مردم خشم و نفرت ایجاد میکند. هر اندازه که نتوانند این خشم و نفرت را ابراز کنند و حتی آن را از خود هم پنهان کنند این احساس شدیدتر میشود. آنچه درواقع میگذرد این است:
شاعری _نرودا - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 2:12
شاعری _نرودا و در ان زمان بودكه ( شاعري ) به جستجوي ام بر آمدنمي دانم !نمي دانم از كجا آمداز زمستان يا از يك رودنمي دانم چگونهچه وقت !نه !!بي صدا بودند وبي كلمهبي سكوت !اما از يك خياباناز شاخسار شببه ناگهان از ميان ديگرانفرا خوانده شدمبه ميان شعله هاي مهاجميا رجعت به تنهاييجائيكه چهره اي نداشتم ...و